رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

شیطنتهای کوچولوی من

1392/4/16 12:41
نویسنده : رومینا
248 بازدید
اشتراک گذاری

 رادوین کوچولو و فسقلی  چند روزه که دیگه شیطنتهاش بیشتر و بیشتر شده . هیچ یک از وسایلهای خونه رو  نمی تونم پیدا کنم از قاشق گرفته تا لباس و کنترل و ....  چند روز پیش دنبال قاشقش میگشتم  فکر کردم گم شد  تازه امروز تو  کمد لباسش پیدا کردم .

کنترل  تلویزیون 2 روز نداشتیم  امروز دیدم که افتاده  زیر مبل 

 میوه که بهش میدم یه جا نمیشینه شروع میکنه به دویدن  الان از دیروز شلیل بیچاره  گم شده معلوم نیست کجا افتاده  کل خونه رو گشتم ولی شلیل رو پیدا نکردم  شایدم انداخته تو کشوی لباسم :(

 امروز هم رادوین کوچولو زد کنترل تاویزیون رو  شکوند  البته بابا جون یه جوری درست کرد  خلاصه  هیچ کدوم از وسیله های خونه  سر جاش قرار نداره  منم قبلا خیلی حساس بودم که هر چیزی باید سر جاش باشه ولی منم دیگه بی خیال شدم میگم بزار بچه گی کنه .  اگه  سرزده خونمون مهمون بیاد پا به فرار میزاره  .

خنثیگریه   قربون شیطونیات بشم عزیز دلم 

 از دیشب تو دیزی سنگی ابگوشت گذاشتم  این 2 بار هست که ابگوشت گذاشتم . از دیشب داره می جوشه تا الان دیگه استخون  بیچاره اب شده . بابا جون از دیزی سنگی خیلی خوشش میاد و کیف کرد .

 

 صحبتهای من و رادوین 

 

رادوین دوست داری مامانی برات اجی بیار  ......... رادوین با سر میگه نه نه 

رادوین دوست داری مامان برات داداش بیاره .......   رادوین میگه اره اره 

 

 

 من کلی میخندم  هر روز با هم اینجوری حرف میزنیم و از کنار هم بودن لذت میبریم 

 

این قوطی رنگ انگشتی هست که مامان شکوه میخواست ببینه  تا برای مانی جونم بخره . 

 

من و بابا جون 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مامان آریا
16 تیر 92 13:58
سلام عزیزم خوبین ما هم دلمون خیلی واستون تنگ شده بود رادوینم چقدر ناز شده ماشالا آقا شده ها تاچند روز دیگه باید واسش برین خواستگاری ببوسش از طرف منو آریا این پسر کوچولوی نازو . آپم کردیم خاله جون


ممون خاله جونی
مامان ساتیار
16 تیر 92 14:28
رادوین جونم فکر میکنی الان شلیل کجا باشه؟
شاید وقتی پیدا بشه یه برگ شلیل خوشمزه باشه نکنه بپوسه و دور و ورش رو به گند بکشه


هر چی میگم رادوین بهبه کو ووو به مامان بگو میخنده فرار میکنه . منتظرم مورچه ها خبر بدن که شلیل کجاست.
مامان ساتیار
16 تیر 92 14:31
رومیناجون این رنگهای انگشتی ضرر نداره؟ اخه ساتیار مرتب دستش رو میخوره.. بگیرم براش؟ اگه یه وقت دست رنگیش رو بخوره مشکلی نداره؟
شکوفه
16 تیر 92 19:24
سلام رومینا جون. همگی خوبین. مرسی بابت عکس رنگا. وقتی از شیطنتای رادوین میگی یاد مانی میفتم.مخصوصا راجع به کنترل که هم خیلی وقتا از زیر مبل یا جاهای دیگه پیداش میکردیم هم چند باری شکوندشون. یه دونه گوشی موبایل داریم که بدون استفادست.میدادم به مانی که گوشیای مارو خراب نکنه.چون در مورد گوشی باباش سابقه داشت. وسطای زمستون بود هرچقدر میگشتم پیداش نمیکردم.آخرش حدس بزن کجا بود؟ برادر زادم خونمون بود گیتارمو ورداشت بزنه دید تو حفره ی گیتارمه. چندبارم پارسال تابستون که کوچیکتر بود از روی تراس صندلای رو فرشیمو انداخته بود تو خیابون و خیلی چیزای دیگه که همگی رو از تو خیابون برده بودن.هنوزم عاشق اینه که چیزی رو پرت کنه پایین. وای چقدر حرف زدم. رادوینو ببوس عزیزم.
مامان کیان کوچولو
17 تیر 92 0:12
عزیزم دیگه بزرگ شده هاااااا
عقلشم میرسه ...
سه نفری باشین فعلا..
بی خیال یادت نره چقدر چاق شده بودیمااااااا


بله بزرگ شده بچه های الان خیلی باهوش هستن گاهی اوقات تعجب میکنم از کاراش
باران
17 تیر 92 17:47
ای جان دلم بازم خوبه کنترل شکسته ترمیم شدهبه به آبگوشت نوش جونتون
رومینا جانعکس دونفرتون خیلی زیبا بود ایشالله رادوین زیر سایه ی پراز مهر مامان وباباش بزرگ بشهوجبران این همه زحمتشونوبکنه.


ممنون لطف دارید شما . اینها شیرینی بچه هست دیگه گاهی اوقات که خوابه دوست دارم بیدار شه بازم شیطونی کنه
نازنین
18 تیر 92 22:46
چه گل پسر نازی دارین.
خدا براتون نگهش داره.
اگه به ماهم سر بزنید خوشحال میشیم.


ممنون از شما باشه پیش شما هم میایم.