شیطنتهای کوچولوی من
رادوین کوچولو و فسقلی چند روزه که دیگه شیطنتهاش بیشتر و بیشتر شده . هیچ یک از وسایلهای خونه رو نمی تونم پیدا کنم از قاشق گرفته تا لباس و کنترل و .... چند روز پیش دنبال قاشقش میگشتم فکر کردم گم شد تازه امروز تو کمد لباسش پیدا کردم .
کنترل تلویزیون 2 روز نداشتیم امروز دیدم که افتاده زیر مبل
میوه که بهش میدم یه جا نمیشینه شروع میکنه به دویدن الان از دیروز شلیل بیچاره گم شده معلوم نیست کجا افتاده کل خونه رو گشتم ولی شلیل رو پیدا نکردم شایدم انداخته تو کشوی لباسم :(
امروز هم رادوین کوچولو زد کنترل تاویزیون رو شکوند البته بابا جون یه جوری درست کرد خلاصه هیچ کدوم از وسیله های خونه سر جاش قرار نداره منم قبلا خیلی حساس بودم که هر چیزی باید سر جاش باشه ولی منم دیگه بی خیال شدم میگم بزار بچه گی کنه . اگه سرزده خونمون مهمون بیاد پا به فرار میزاره .

قربون شیطونیات بشم عزیز دلم
از دیشب تو دیزی سنگی ابگوشت گذاشتم این 2 بار هست که ابگوشت گذاشتم . از دیشب داره می جوشه تا الان دیگه استخون بیچاره اب شده . بابا جون از دیزی سنگی خیلی خوشش میاد و کیف کرد .
صحبتهای من و رادوین
رادوین دوست داری مامانی برات اجی بیار ......... رادوین با سر میگه نه نه
رادوین دوست داری مامان برات داداش بیاره ....... رادوین میگه اره اره
من کلی میخندم هر روز با هم اینجوری حرف میزنیم و از کنار هم بودن لذت میبریم

این قوطی رنگ انگشتی هست که مامان شکوه میخواست ببینه تا برای مانی جونم بخره .

من و بابا جون


شیطنتهای کوچولوی من
